تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

297

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

از وجود دور باشد ، بلكه هر دو در يك مرتبه مىباشند و آن رتبهء عدم و « لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً » « 1 » است . بلى ، يكى از آن دو شخص وجوداتى را ايجاد كرده كه به يكى از دو شىء مربوط است . مقدمهء ديگر اينكه : بايد شىء واجب باشد تا موجود گردد ، « الشىء ما لم يجب لم يوجد » و شىء واجب نمىشود مگر اينكه انحاء عدمى كه عارض و طارى بر اوست ، مسدود شود . اعدام متعدده‌اى متوجه هر چيزى است ؛ اگر شرط يا معدّ و يا اجزاء شرط حاصل نشود ، آن چيز معدوم خواهد بود و اگر شىء هزار شرط داشته باشد و يكى از آنها نباشد ، آن شىء معدوم خواهد بود . همچنين اگر چيزى مانع داشته باشد معدوم خواهد بود . و بالجمله : اعدام متعدده از وجود موانع و عدم شروط و عدم معدّات و عدم مقتضى ، به شىء متوجه است . اگر همهء شروط باشند و موانع نباشند ، ولى علت وجود نداشته باشد شىء معدوم است و اصلًا به وجود نزديك نشده است و اگر شىء بخواهد موجود شود بايد واجب شود و واجب شدن آن به اين است كه تمام انحاء عدم آن سدّ شود . بلى ، اگر شروط و اجزاء علت متعدد باشد ، سدّ تمام اعدام به اين است كه همهء علل و شرايط موجود و موانع دفع گردد و يكى از عدمهاى طاريهء بر شىء از ناحيهء عدم علت است . و مادامى كه علت جميع انحاء اعدام طاريه بر شىء را سدّ نكند شىء از سر جاى خود و از جادهء استواء بين عدم و وجود ، حركت نمىكند ، پس علت شىء آن است كه جميع انحاء عدم را به روى او سدّ كند ، حتى عدمى كه از ناحيه عدم العله بر او طارى مىشود .

--> ( 1 ) - انسان ( 76 ) : 1 .